وداع با آقای شهید ایران

*احمد عبدا...زاده مهنه - «علی امینی»، نابغه 10 ساله قرآنی و حافظ، تفسیرگو و مبلغ قرآن کریم، روز شنبه پس از سخنرانی قرآنی در جمع خوانندگان روزنامه قدس، به پرسشهای حاضران در زمینه مسایل مختلف قرآنی پاسخ گفت. گزارش این نشست و حاشیه‌های جالب آن را بخوانید.<BR>

 «قرآن» خادمان خود را معرفی می‌کند
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 

*ظاهر آیه 18 سوره فتح این است که خدا از اصحاب پیامبر(ص) راضی است، در صورتی که در آن جمع برخی اصحاب ناصالح هم حضور داشتند. این رضایت چگونه با حضور آنها قابل جمع است؟
-خدا در این آیه نمی‌فرماید که از تک‌تک آن‌ها راضی شد، بلکه از جمع آنها راضی شد. نباید به خاطر یکی دو نفر در آیه شبهه وارد کنیم. ضمن این‌که نقل‌های تاریخی قابل تشکیک هستند و واقعاً معلوم نیست که آن افراد ناصالح در جمع اصحاب بوده‌اند. شاید این حکایت را به تاریخ بسته باشند.
*تا زمانی که حق‌الناس بر گردن کسی باشد، نمی‌توان وارد بهشت شد، از طرفی در روایات آمده است که اگر کسی با وضو بخوابد و در همان حال فوت کند، شهید به شمار می‌آید و شهید هم با اولین قطره خون، گناهانش آمرزیده می شود. اگر این شخص حق‌الناس به گردن داشته باشد، تکلیفش چیست؟
-بر اساس روایات، با ریختن اولین قطره خون شهید، خدا از حق خود می‌گذرد، ولی حق‌الناس همچنان بر گردن او باقی است. خداوند در روز قیامت به صاحب حق می‌گوید تو را یک درجه بالاتر می‌برم و در عوض از حق خود بگذر. در برخی روایات آمده است که خدا به صاحب حق می‌فرماید آن‌قدر درجه‌ات را بالا می برم تا از حقی که بر گردن شهید داری بگذری.
*درباره کسانی که اهل قرآن هستند بشارتی ذکر کنید و عاقبت کسانی را که بر خلاف قرآن عمل می‌کنند، بیان فرمایید.
-در قرآن آمده است که «وَ قَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا»؛ پیامبر(ص) روز قیامت در پیشگاه خدا شکایت می‌کند که قوم من قرآن را مهجور گذاشتند. در روایات هم آمده است که قرآن در روز قیامت به شکل جوان زیبایی درمی‌آید و از تمام کسانی که او را مهجور گذاشته‌اند، شکایت می‌کند و خدا آنها را به جهنم می‌اندازد. تمام کسانی هم که به قرآن خدمتی کرده باشند، قرآن آنها را به خدا نشان می‌دهد و خداوند به آنها ارتقای درجه عطا می‌کند.
*سوره‌های روم و عنکبوت چه ارتباطی با شبهای قدر دارند که سفارش شده است در شب بیست‌وسوم ماه رمضان آنها را تلاوت کنیم؟
-ارتباط آنها را با شب‌های قدر نمی‌دانم، ولی وقتی در روایات وارد شده است، معلوم است که حتماً حکمتی دارد. چون خداوند می‌فرماید «اِنَّ عَلَینا بَیانَهُ»؛ تفسیر قرآن به عهده ماست، و تفسیر قرآن را ائمه(ع) می‌دانند. این مطلب را باید از مفسران واقعی که اهل‌بیت(ع) هستند، پرسید.
-در قرآن درباره حجاب آمده است: «وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» ای پیامبر! به زنان مؤمن هم بگو که پاکدامنی خود را حفظ کنند و مواظب چشمشان باشند که خدای نکرده چیز حرامی را نبیند. وظیفه دیگر زنان مؤمن این است که زینتشان را آشکار نکنند. گوش، مو و همه بدن زن به‌جز صورت و دستها از مچ، زینت زن است. بقیه اعضای زن اگر بیرون باشد، حرام است، مگر درباره محارم که در این آیه ذکر شده است. این‌که در جامعه می‌بینیم برخی از زنان حجاب را درست رعایت نمی‌کنند، اگر می‌خواهند به قرآن عمل کنند، باید این وضعیت از بین برود که ان‌شاءا... با این کارهایمان دل آقا امام زمان(عج) را نرنجانیم.
*علت تفاوت قرائت‌ها در قرآن چیست؟
-خداوند می‌فرماید ما قرآن را حفظ می‌کنیم و معنایش این است که قرآن را از تحریف حفظ می‌کنیم. این تفاوت‌ها به علت اختلاف در قرائت است. برخی فکر می‌کنند که این آیه به خاطر این اختلاف قرائتها دیگر کاربردی ندارد. علت پیش آمدن اختلاف قرائتها هم این است که مثلاً پیامبر(ص) آیه‌ای را به حضرت علی(ع) آموزش می‌دادند و به فرد دیگری هم یاد می‌دادند. آن فرد کلمه‌ای را اشتباه شنیده و به همان صورت هم به دیگران یاد داده است. این تفاوتها تأثیری در اصل قرآن ندارد و اصل همان است که همه در دست داریم.
*بچه‌ها از من می‌پرسند، چرا با این‌که زبان مادری ما فارسی است، باید قرآن را به زبان عربی بخوانیم؟ چرا همان ترجمه فارسی را نخوانیم که بهتر متوجه می‌شویم؟
-نزول قرآن به زبان عربی دلیل دارد و خداوند نعوذ با... بیکار نبوده که قرآن را به این زبان نازل کند! زبان عربی کشش و اختصاراتی دارد که در زبان ما موجود نیست. به علاوه، این کلمات را چون خود خدا بیان فرموده، نورانیتی دارد که در ترجمه آن نیست و اگر انسان ترجمه قرآن را بخواند، به آن نورانیت دست پیدا نمی‌کند. اصل کلام خدا احکام خاصی دارد؛ مثلاً دست زدن بی‌وضو به اصل کلمات قرآن حرام است، ولی به ترجمه قرآن حرام نیست. کربلایی کاظم که یک‌شبه حافظ کل قرآن شد، برای امتحان کتابی به زبان عربی را جلوی او می‌گذاشتند که در متن خود آیات قرآن را هم داشت. کربلایی کاظم بی‌سواد فقط روی آیات قرآن انگشت می‌گذاشت و وقتی پرسیدند چگونه می‌فهمی اینها آیات قرآن است، گفت در این کلمات نوری می‌بینم که در سایر کلمات این کتاب نیست.
*در قرآن از رجم شیاطین توسط شهاب ثاقب یاد شده است. منظور از این شهاب چیست؟
-بعضی از شیاطین می‌گویند که ما به آسمان می‌رویم و در جاهایی قرار می‌گیریم و اخبار غیبی را گوش می‌دهیم. شهاب‌های نگهبان چنین شیطانی را دنبال می‌کنند و منظور از این شهاب، همین شهاب‌هایی است که در آسمان می‌بینیم.
*ولی حرکت شهاب‌ها را می‌شود پیش‌بینی کرد...
-منافذ غیب را هم می‌شود پیش‌بینی کرد. شیاطین این منافذ را پیش‌بینی می‌کنند و حرکت شهاب‌ها برنامه‌ریزی آنها را به هم می‌زند. (پدر علی توضیح می‌دهد که در روایات یکی از کارکردهای شهاب‌سنگ‌ها همین مسأله ذکر شده است و این روایات را می‌توان در تفاسیر المیزان و مجمع‌البیان دید. اجرام دیگر آسمانی و بعضی از ستارگان هم برای دفع و رجم شیاطین استفاده می‌شوند.)
*علایم ظهور امام زمان(عج) چیست و ما از کجا بفهمیم ایشان ظهور کرده‌اند؟
-(با اشاره به کودکی که این سؤال را پرسید) می‌گویند بزرگی به سن نیست؛ این سؤال را افراد بزرگ می‌پرسند. در روایات به علایم ظهور بسیار اشاره شده است. اول این‌که هنگام ظهور در همه‌جا صدای اذان شنیده می‌شود. امام زمان(عج) از کنار کعبه ظهور می‌کند و صدای «انا المهدی» ایشان در همه‌جا شنیده می‌شود. چند روز بعد باران می‌بارد و... . (پدر علی می‌افزاید که در کتب نزدیک 500 نشانه برای ظهور ذکر شده که بعضی از آنها محقق شده‌اند، بعضی باید اتفاق بیفتند و برخی ممکن است مشمول «بداء» شوند که بحث ظریفی است. خلاصه این نشانه‌ها این است که جهان باید آماده ظهور شود.)
*نقل شده است که در زمان خلافت عثمان، تمام کاتبان قرآن، نسخه‌های قرآن خود را می‌آوردند. حضرت علی(ع) هم قرآن خود را آورد، ولی عثمان آن را قبول نکرد و قرآن دیگری را انتخاب کرد. بعد حضرت علی(ع) فرمودند دیگر دستتان به این قرآن نخواهد رسید...
-این سؤال زیاد مطرح می‌شود و از آن نتیجه می‌گیرند که این قرآن موجود در بین ما، قرآن اصل نیست. در حالی که قرآن امیرالمؤمنین(ع) تفسیر قرآن بود، یعنی علاوه بر متن قرآن، شأن نزول آیات و توضیحات پیامبر اکرم(ص) هم در آن آمده بود که عثمان آن را قبول نکرد. ان‌شاءا... آن قرآن به وسیله امام زمان(عج) به ما می‌رسد و خواهیم دید که همین قرآن موجود ما به اضافه تفسیر آن است.
*دانشمندان به جرم و وزن خورشید پی برده‌اند و این‌که در هر ثانیه چه مقدار از آن کم می‌شود و خورشید در حال کوچک شدن است. در این صورت، خورشید روزی نابود می‌شود و در پی آن، قانون کشش از بین خواهد رفت و منظومه شمسی از هم می‌پاشد. آیا در قرآن اشاره‌ای به این مطلب شده است؟
-در قرآن آمده است که «اِذَا الشَّمسُ کَوِّرَت * وَ اِذَا النُّجومُ انْکَدَرَت» هنگامی که خورشید نور خود را از دست می‌دهد و ستارگان خاموش می‌شوند. اینها توصیفات قیامت است که قرآن 1400 سال پیش گفته است و حالا دانشمندان زحمت کشیده‌اند که به آن رسیده‌اند!
*شما فن بیان و سخنرانی را به چه شیوه‌ای یاد گرفته‌اید؟
-نظر لطف شماست و من در برابر خطبای توانا هیچ نیستم. اولین دلیل تسلط بر سخنرانی، حمایت پدر و مادرم بوده است. مثلاً بعدها فهمیدم که در اولین سخنرانی من کلی خندیده‌اند، ولی آنجا من را تشویق کردند. هر روز در خانه برایم صندلی می‌گذاشتند و من سخنرانی می‌کردم. از سخنرانی‌های من فیلمبرداری می‌کردند و نکات آن را تذکر می‌دادند. بخشی از این فن بیان ذاتی است، بخشی را هم با استفاده از سخنرانی بزرگان یاد گرفته‌ام و شاید یک درصد تلاش خودم بوده است.
در حاشیه :

سخنرانی و پرسش و پاسخ نابغه قرآنی گذشته از جذابیتهای خاص خود، حواشی جالبی هم داشت:
*علی که پایش در بازی فوتبال آسیب دیده بود، سخنرانی‌اش را کاملاً حرفه‌ای و با سلام و صلوات و خیر مقدم به حاضران شروع کرد و بعد با اشاره به صلوات استقبال از سخنرانی‌اش گفت: «صلوات اول هماهنگ بود، ولی دو تای بعدی هماهنگ نبود! سه صلوات هماهنگ بفرستید.» علی در میانه جلسه پرسش و پاسخ یک بار دیگر گفت: «صلوات‌ها شُل و ول شده! با این‌که ماه رمضان است، ولی این صلوات از این جمع انتظار نمی‌رود. یک صلوات بلندتر بفرستید.»
*با قرائت آیه دوم سوره صف، علی از جمعیت خواست در پاسخ به «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا»، «لبیک» بگویند. حاضران، بدون توجه به معنای بخش دوم آیه، در پاسخ به «لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلونَ» هم لبیک گفتند که علی با خنده گفت: «اینجا که دیگر لبیک ندارد!»
*طبق معمول همه جلسات، سیستم صوتی با سخنران سر ناسازگاری داشت و علی چند بار در طول سخنرانی گفت: «بلندگو سکته کرد!»
*سرانجام پدر علی چاره را در آن دید که میکروفن خودش را با میکروفن علی عوض کند. علی با ابراز رضایت از میکروفن دوم، به پدر گفت: «بابا! دکور اینها را به هم نزن دیگه!»
*علی در پاسخ به سؤالی درباره شیوه آموزش حفظ و تفسیر قرآن گفت: «استادم پدر و مادرم هستند. من استراحت می‌کنم؛ بابا تو جواب بده.» پدر علی هم گفت: «پس وسط حرف من نپر!»
*در پایان جلسه وقتی پدر علی گفت که گاهی اشکالات سخنرانی پسرش را یک سال بعد به او می‌گوید، علی پرسید: «امروز سخنرانی سوره صف چطور بود؟» پدر جواب داد: «ان‌شاءا... دو سال بعد می‌گویم! ولی الآن خیلی عالی بود.» علی هم گفت: «اینها دیگر تعارف است!»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha